تبليغاتX
♥♥♥__U m m m . . . ! ! !__♥♥♥

♥♥♥__U m m m . . . ! ! !__♥♥♥

. . . ! ! !

 

 

This Blog Is Now

 

Closed For ... !!!

 

 

نوشته شده در چهارشنبه هشتم تیر 1390ساعت 3:3 توسط ShiMa| |

سلام سلام

حال احوال ؟؟  ؟؟

چه کارا می کنین ؟؟  ؟؟

از عیدی ها چه خبر ؟؟  ؟؟

ببینم دور درس رو خیت کشیدین یا نـــــــــــــــــــــــــه ؟؟  ؟؟

 

باز هفت سین سرور

ماهی و تنگ بلور

باز هم شادی عید

آرزو های سپیـــــد

باز لیلای بهار

باز مجنونی بید

باز هم رنگین کمان

باز باران بهـــــــــــار

باز رقص دود و عود

باز اسفند و گلابــــ

باز تکرار دعا

یا مقلب القلوب

یا مدبر النهار

حال ما گردان تو خوب

راه ما گردان تو راست

باز نوروز سعیـــــد

باز هم سال جدید

 

راستش بچه ها شیما عاشق کریسمسه و به عید نوروز

 علاقه زیادی نداره

به خاطر همین از من خواست که امسال عیدی همدیگه

رو تو جوراب بزاریم و به هم بدیم  ... !

 

حافظ گشوده ام و چه زیباست فال تو

حتما قشنگ می شود امسال حال تو

با این زبان فاخر ایرانی اصیــــــــــــــــل

خجسته باد روز و شب و ماه و سال تو

(( مخاطب خاص ))

 

*** عیدتون مبارک ***

 

این آپ توسط پاییز نوشته شد ...

 

پ.ن :

 

تولد تولد تولدت مبارک  مبارک مبارک تولدت مبارک ...

 

بیا شمع هارو فوت کن تا صد سال زنده باشی

 

بابا چه تولدی چه کشکی یلدای بی معرفت حتی به ما یه کیکم نداد

حالااااااااااااا بی خیال ...

 

شاید دارین از خودتون می پرسین یلدا کیه ؟؟؟

 

باید بگم که : یلدا کسیه که به ثابت می کنه پایان هر شب

تاریک و هرچقدر هم بلند بالاخره روز و روشنایی همه جا رو فرا می گیره ...

 

یلدا ( مریم گلی ) خوب موندنت آرزومه ...

از طرف پاییز و شیما

 

نوشته شده در سه شنبه دوم فروردین 1390ساعت 1:10 توسط ShiMa| |

سلام Hello سلام Hello سلام Hello سلام

 

حال احوال ؟؟  ؟؟

 

من خوبم 

شیما هم خوبه 

 مگه میشه هفته ولنتاین  باشه و  ...

 

من و شيما خوب نباشیم ...  ؟؟؟

 

راستش ... 

من سه ساله که هر سال روز  ولنتاین  واسه خودم هدیه می خرم

 

اما ...

 

اما ...

 

امسال اولین سالیه که واسه یه نفر دیگه هم هدیه خریدم ... !

 

اگه گفتین واسه کی ...  ؟؟؟

 

چـــــــــی؟؟؟  ؟؟؟

نه بـــــــــابــــــــــا !!!!!

چی میگین  ؟؟؟

من و ‌‌‌‌‌BF

واقعا كه ...

انتظار نداشتم   

 

چــــــــــــــي   ؟؟؟

 آها آها ...

خودشه

آفرين

درسته ...

 

واسه  شـــيـــماااا

منم اولين كسي هستم كه  شیما امسال بهش هديه داده ...

 

 وااااااي قربون Heart Smile خودم Heart Smile بشم

 

اين هديه منه واسه شيما ...  

 

 

 

اينم هديه شيما واسه من ...  

 

 

خب نظرتون چيه ؟؟  ؟؟

 ولنتاين همه پيشاپيش مـــباركــــ

 

پ . ن : وااااااااي بچه ها من فردا دارم ميرم پيست  ( برف بازي )

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389ساعت 20:0 توسط پاییز| |

سلام سلام ... خوبین بچه ها ؟؟؟ چه خبرا ؟؟

 

معذرت که چند مدت نبودم ...    اصلا حوصله نت رو نداشتم ... 

 

شما ببخشید دیگه ...

 

بچه هاااااااااااااااااااااا فردااااااااا تولده خورشیده   ...   

 

حالا بزن اون دست قشنگه رو ...

 

دست دست دست دست 

 

بیا بــــــــــــــــــالااااااااااااا 

 

هوراااااااااااااااااااااااااااا جون ۱۸ ساله شده .... Cheerleader

 

 ** به علت وجود ماه صفر از رقصیدن معذوریم ...   Smiley

 

حالا یه شعر خوشگل واسه جون ...

 

**********************************

 

بازم یک گل زیبا گذاشته پا به دنیا

 

تولدش مبارک تولدش مبارک ...

 

غنچه بوده شکفته بین تموم گل ها

 

تولدش مبارک تولدش مبارک ...

 

دست بزنین براش که باز بخنده

 

خندیدنش مثل نباتو قنده

 

همه بگین  با نمک

 

تولد قشنگ تو مبارک مبااااررررکککک ...  birthday dude party

 

**********************************

 

حالاااا وقت کیک رسیده ...

 

 

 البته نـــــــــــــــــــــــه ...  

 

 قراره پیتزا بده ... بـــــــــــــــــــه بــــــــــــــــــه ...

 

 

 

 

البته اونم نـــه ......  اخه میدونین چی شد ؟؟؟؟

 

 قرار بود جمعه شب تولد بگیره ولی خوب بارون نمی تونست بیاد

 

 و مشکل داشت ...

 

چند روزه دیگه رو انتخاب کرد که متاسفانه من ( مداد رنگی ) مشکل داشتم

 

 و نمیتونستم ...

 

اینجوری بود که ناراحت شد ...  البته خوب ما بهش حق میدیم

 

 چون کلی برنامه ریزی کرده بود ...

 

 اما خوب ما هم حق داشتیم ...

 

ولی اصلا به ما حق نداد و ما رو درک نکرد ...

 

پ.ن : یه سوتی جالـــــب :

 

امروز صبح دو ساعت اول ما ورزش داشتیم  ...

 

هوا هم خیلــی تـوپ بود

 

از خانم اجازه گرفتیم بریم بیرون ( من و پاییز )

 

گفت نرین قدم بزنین هااااا ...

 

ما هم گفتیم نــــــــــــــــه خانم کار داریــــم ...

 

خلاصه اینکه رفتیم و قدم زدیم ...

 

اینقدر محو حرف زدن و هوای با حال بودیم که ...

 

اصلا حواسمون نبود کجا میریم

 

یهــــــــــو به خودمون اومدیم و دیدیم پشت پنجره ی کلاسیمو

 

همه پرده رو زدن کنارو ما رو نگاه میکنن

 

خلاصه اینکه حسابی ضایع شدیم و با کلی خجالت

 

برگشتیم کلاس ...

 

پ.ن ۲ : امروز یکی از بهترین روزای زندگیم بود ...

 

پاییز گلی ۱دونست دیگه

 

یه عالمه دوست دارم پاییز جونی ...

 

پ . ن ۳ : وای بچه ها الان که دارم می نویسم قشنگ ترین آهنگ دنیا

یعنی صدای بارون با من همراه ...

امروز بعد از مدت ها تگرگ بارید ...

خدا می دونه من ( پاییز ) و شیما چقدر تگرگ خوردیم

ولی خدایی نخندین ...

آخه ... خیلی خوشمزه بود ...

 

خدایا ... شکرت ...

نوشته شده در پنجشنبه هفتم بهمن 1389ساعت 23:27 توسط ShiMa| |

Design By : Night Melody

كد آهنگ ابی
کی اشکاتو پاک می کنه